خرید بک لینک

من الان وسط اتفاقاییم ک یه عمر آرزوی افتادنشون و کردم! ولی چه فایده ک رو سرم افتادن...

که نا ندارم پاشم بگم جوووووون... اینه! خواستم و رسیدم... مدتهاست لذت کامیابی از لیست لذتای درون مغزم پاک شده.... حس می کنم همه رفتنا نرسیدنه. همه رسیدنا نرسیدنه. همه داشتنا نداشتنه. آخ.. که چقد اتفاق خوب عقب مونده تو این زندگی هست. چقد لبخند بدهکارن ب من این روزا... چقد قهقهه بدهکارن به من. چقد شادی. چقد عکسایی ک دندونام معلوم باشه توش بدهکارن بهم. چقد جیغای از سر ذوق، لباسای رنگی، روز و شبای پر مسخره بازی تو آتلیه، سفر با عزیزترینام... چقد قدم زنای شبونه، دور دورای پر سر و صدا، چقد موزیکای شاد بدهکارن ب من این روزا... چقد لاکای رنگی، مهمونیای دخترونه، پانتومیمای دورهمی، شب تا صبح فیلم دیدنا، شعر خوندنا، شعر گفتنا...

چه چیزا که بدهکاره دنیا ب من این یکی دو ساله... چه لبخندای عمیقی... چه نگاهای پر آرامشی... چه لذتای عجیب بعد موفقیتی... چه جوری باید جبران شه این همه بدهکاری؟

برچسب: نویسنده: میلاد رستمی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 11:10

صفحه بندی