تپش تند قلبم از هیجان...
شوق عجیب هشت نه سالگی
رویای دور و دراز پونزده شونزده سالگی
بغض تو گلوی هیجده سالگی
کورسوی امید بیست سالگی
تصمیم بزرگ بیست و سه سالگی
خاطره های تاریک و روشن عشق عظیم بیست و پنج سالگی
غم سنگین روی قلب بیست و نه سالگی
:)
دارم میام...
دارم میام پس بگیرم حقمو
دارم میام پس بگیرم برق تو چشمامو
خنده هامو
امیدمو
آیندمو
دارم میام پس بگیرم زندگیمو
...
بخاطر حال عجیب بچگیام
بخاطر اون دختر ساکت بی سر و زبون کوچولو...
:)
حالا با یه متر زبون، با دو متر قد،
به عنوان یه دختر زخم خورده ی سرد و گرم چشیده ی پر رو و حریف! دارم میام
میام هرچی تو زندگیم میخواستمو پس بگیرم...
برچسب:
نویسنده: میلاد رستمی