
تو عزیز بودی... عزیز بودی... من بی نهایت لذت می بردم از نگاه کردن بهت... وقارت، طرز صحبت کردنت، استقلالت، سفرای این قاره به اون قاره ت، لباس پوشیدنت، مارکایی که بالا رفتن سنت دلیلی نبود برای اینکه جا بمونی از شناختنشون. حیف... حیف... حیف اون همه زیبایی، حیف اون همه محبت، حیف اون همه فهم و مهارت... حیف... هی تو سرم مرور میکردم امروز، با مامان میومدیم پیشت، میشستین دوتایی به خوش و بش، کلی قربون صدقه...
ادامه مطلب